مو قرمزی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:33 توسط نیلوفر
دیشب تو کفی ماشینو دادم دوستم برونه ،آخ آخ دهنش سرویس جلو پسرا یه جور رانندگی می کرد دور میزد من وحشت کرده بودم هر دوری که میزد پسرا براش دست میزدن من سکته،تیز رانندگی می کرد مثل کسی ک اولین باره تازه میخواد رانندگی کنه ...
آهنگ ای دروغگو هم گذاشته بودن به گروه خونی ما نمیخورد ...
دوستم از تهران میاد ،ننه دو تا توله ست ، سیگار می کشیدن ، پسرا متلک مینداختن جواب می دادن ...
کارهایی ک من تو عمرم انجام ندادم ...
خلاصه گفتن امشبم بیا بریم دور بزنیم گفتم من به اونجای گاوِ خندیدم بیام تابلومون میکنی ...
